آیت الله سید علی حسینی میلانی دامت برکاته در نوزدهمین اجلاس سالانه بزرگداشت غدیر که در دو روز متوالی در مشهد برگزار شد، سخنان خود را با تبریک عید غدیر خم آغاز کرده و با اشاره به شرایط کشور فرمودند:
«کشور ما در شرایط خاصی قرار گرفته است. جنگی بر این کشور تحمیل شده و در این جنگ، رهبر کشور به شهادت رسیده و جمعی از بزرگان این سرزمین، اعم از اساتید دانشگاهها، شخصیتهای سیاسی و فرماندهان نظامی، به شهادت رسیدهاند. این جنگ، صرفاً یک جنگ سیاسی و نظامی نیست، بلکه جنگی دینی و مذهبی نیز هست.»
ایشان در ادامه، ریشههای تاریخی دشمنی با امیرالمؤمنین علیه السلام را مورد اشاره قرار داده و اظهار کردند:
«قوم یهود و پیروان سقیفه بنیساعده از روز نخست نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام کینه داشتهاند و در طول تاریخ، آنچه را در باطن خود از دشمنی و عداوت نسبت به آن حضرت داشتهاند، درباره فرزندان و ذریه ایشان اعمال کردهاند و این دشمنی تا امروز نسبت به شیعیان آن حضرت نیز ادامه یافته است.»
ضرورت تقویت ابعاد دینی و اعتقادی جامعه
آیت الله میلانی دامت برکاته سپس بر وظیفه اهل علم در شرایط کنونی تأکید کرده و فرمودند:
«ما باید مبانی اعتقادی خود را تقویت کنیم و نسبت به احکام شرعی، التزام کامل داشته باشیم و به آنها عمل کنیم تا در کنار فعالیتهای مسئولان سیاسی و نظامی، ابعاد دینی و اعتقادی جامعه نیز تقویت شود.»
ایشان افزودند:
«اهل علم باید در این جهت فعالیت بیشتری داشته باشند. همانگونه که مسئولان سایر حوزهها به وظایف خود قیام میکنند، ما نیز باید به بهترین وجه به مسئولیت خود عمل کنیم و قویتر و بهتر از گذشته به وظایف خویش بپردازیم.»
حقیقت غدیر باید برای مردم تبیین شود
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، بر اهمیت تبیین غدیر در کنار برگزاری مراسم این عید بزرگ تأکید کرده و فرمودند:
«ایمان مردم باید تقویت شود و ولایت آنان نسبت به امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام استحکام بیشتری یابد. مراسم عید غدیر باید به بهترین شکل برگزار شود. برگزاری این مراسم، یک وظیفه و از شعائر دین است؛ اما در کنار آن، حقیقت غدیر نیز باید برای مردم تبیین شود.»
ایشان ادامه دادند:
«باید برای مردم بیان شود که پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در روز غدیر خم چه کردند و چه ویژگیها و خصوصیتهایی در آن روز وجود دارد که در سایر ایام یافت نمیشود. این مطالب باید بهدرستی برای مردم تبیین گردد.»
در تبیین جایگاه غدیر افزودند:
«نکته نخست آن است که عظمت روز غدیر خم و حدیث غدیر، هم در قرآن کریم و هم در روایات، دارای دلایل فراوانی است. اساساً ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام از جمله مسائلی است که کتاب، سنت و عقل بر آن دلالت دارند.»
تعریف امامت در کلام شیعه و اهل سنت
آیت الله میلانی دامت برکاته در ادامه، بحث امامت را از منظر کلامی توضیح داده و فرمودند:
«نکته دوم آن است که امامت، در تعریف کلامی هر دو مذهب، یعنی شیعه و اهل سنت، دارای تعریفی مورد اتفاق است. در این تعریف، امامت به معنای نیابت از نبوت است؛ بدین معنا که امام، جانشین پیامبر در تمامی شئون است، جز مقام نبوت.»
ایشان سپس به الهی بودن تعیین امام و خلیفه اشاره کرده و اظهار داشتند:
«نکته سوم آن است که امامت و خلافت به دست خداوند متعال است. پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در همان روزهای نخست فرمودند که امر امامت و خلافت پس از ایشان در اختیار خداوند متعال است.»
ایشان افزودند:
«این مطلب در منابع دست اول اهل سنت، از جمله سیره ابن هشام و دیگر کتابها، نقل شده و ثابت و محقق است که امر امامت و خلافت به دست خداوند است و هیچکس در تعیین امام پس از پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله دخالتی ندارد.»
تفاوت امامت، خلافت و حاکمیت
حضرت آیت الله در ادامه، میان مفاهیم امامت، خلافت و حاکمیت تفکیک کرده و فرمودند:
«مطلب چهارم اینکه امامت و خلافت دو عنوان هستند که از نظر مفهومی با یکدیگر تفاوت دارند، اما از نظر مصداقی یکی هستند. خلیفه همان امام است و امام همان خلیفه. اما تفاوت مفهومی این دو عنوان چیست؟ این مطلبی است که باید درباره آن تأمل شود که امامت از نظر مفهومی چه معنایی دارد و خلافت به چه معناست.»
ایشان تأکید کردند:
«در اینجا تذکر این نکته مهم است که حکومت کردنِ امام یا خلیفه، از وظایف اوست؛ یعنی حاکمیت غیر از خلافت است و حاکمیت غیر از امامت. ممکن است کسی امام باشد، اما حاکمیت نداشته باشد و ممکن است امام باشد و حاکمیت نیز داشته باشد.»
ایشان برای توضیح این نکته به آیهای از قرآن کریم استناد کرده و فرمودند:
«شاهد این مطلب در قرآن کریم، آیه شریفه: <يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ> است. در این آیه، با فاء تفریع، حکومت بر خلافت مترتب شده است. نخست میفرماید: <إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً>، سپس میفرماید: <فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ>. بنابراین نباید این دو مفهوم با یکدیگر اشتباه شوند.»
سپس افزودند:
«همانگونه که گاهی در سخنان برخی افراد شنیده میشود که عنوان حاکمیت یا حکومت را به جای امامت و خلافت به کار میبرند، این استعمال صحیح نیست؛ زیرا حاکمیت از وظایف امامت و خلافت است، نه عین آن. خلافت و امامت از نظر مصداقی یکی هستند و نباید میان این مفاهیم خلط شود.»
امامت از اصول دین است
آیت الله میلانی دامت برکاته در ادامه، جایگاه امامت را در اصول اعتقادی تبیین کرده و فرمودند:
«مطلب پنجم این است که امامت و خلافت از اصول دین هستند، نه از فروع دین. ما در اصول دین تقلید نداریم؛ تقلید مربوط به فروع دین است. از اینرو، هر مکلفی باید به اندازه توان و استعداد خود، مسئله امامت را بشناسد و آن را درک کند؛ همانگونه که نسبت به توحید، نبوت و معاد چنین وظیفهای دارد.»
ایشان خطاب به اهل حوزه افزودند:
«اما ما که وارد حوزه علمیه شدهایم، مسئولیتی افزونتر بر عهده داریم. ما نیز مانند سایر مکلفان موظف به شناخت امامت هستیم، اما وظیفه دوم ما آن است که این شناخت را بهگونهای عمیق و دقیق به دست آوریم که بتوانیم آن را به دیگران منتقل کنیم، تبلیغ نماییم و تعلیم دهیم.»
ایشان تأکید کردند:
«بنابراین، دانش ما نسبت به امامت باید سنگینتر، دقیقتر و عمیقتر باشد و در این زمینه باید تلاش بیشتری داشته باشیم.»
دو شیوه بحث درباره امامت
آیت الله میلانی دامت برکاته سپس بحث امامت را به دو بخش تقسیم کرده و فرمودند:
بحث امامت بر دو قسم است؛ یک بخش، بحث امامت در درون مذهب است و بخش دیگر، بحث امامت به صورت تطبیقی و مقارن با مذاهب دیگر.»
ایشان درباره روش بحث مقارن توضیح دادند:
«هنگامی که وارد بخش دوم میشویم، همواره به روایات و منابع طرف مقابل استدلال میکنیم؛ زیرا این روش، قانون مناظره است و باید به گونهای استدلال شود که طرف مقابل آن را بپذیرد و در برابر آن ملزم باشد.»
ایشان درباره ادله امامت نیز فرمودند:
«ادله ما در مسئله امامت، همانند ادله فقه، عبارت است از کتاب، سنت و عقل؛ اما در این مسئله اجماع وجود ندارد؛ زیرا در موضوع امامت اختلاف نظر هست. آنان سخنی دیگر دارند و ما معتقدیم که امیرالمؤمنین علیه السلام امام و خلیفه بلافصل پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله هستند. بنابراین، همان ادله سهگانه، یعنی کتاب، سنت و عقل، دلایل ما در بحث امامت را تشکیل میدهند.»
اجازههای روایی و آثار علمی درباره امامت
آیت الله میلانی دامت برکاته در ادامه به اجازههای روایی خود اشاره کردند و فرمودند:
«بنده تمام احادیث اهل سنت را به استناد اجازهای که از شیخ خود، مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی که شیخ الإجازه بودند، دریافت کردهام، و همچنین به موجب اجازهای که از جدم مرحوم آیت الله میلانی و نیز از سایر اساتید و مشایخ خود دارم، روایت میکنم.»
ایشان سپس درباره فعالیتهای علمی خود در حوزه امامت اظهار داشت:
«در مسائل مربوط به امامت، کتابهای فراوانی تألیف کردهام که بخشی از آنها اکنون به عنوان کتابهای درسی مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین مؤسسهای را با عنوان بنیاد امامت به منظور پرداختن به همین مباحث تأسیس کردهام و بحمد الله فارغ التحصیلان خوبی نیز در این مجموعه تربیت شدهاند.»
امامت امیرالمؤمنین علیه السلام در عوالم پیشین و آخرت
آیت الله میلانی دامت برکاته با تأکید بر اینکه نباید در موضوع امامت امیرالمؤمنین علیه السلام دچار غفلت شد، تصریح کردند:
«باید بدانیم که امیرالمؤمنین علیه السلام در عوالم پیشین نیز امام بودهاند؛ همانگونه که پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در عوالم پیشین نیز نبی بودهاند. همچنین در آخرت نیز امیرالمؤمنین علیه السلام امام هستند. امور آخرت از کنار حوض کوثر آغاز میشود و آن حوض در اختیار و به دست امیرالمؤمنین علیه السلام است.»
ابلاغ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام از یوم الدار تا غدیر
ایشان سپس به موارد مختلف ابلاغ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله اشاره کردند و فرمودند:
«پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در هر فرصتی و در هر مناسبتی و به اشکال مختلف و با عبارات گوناگون، امامت امیرالمؤمنین را ابلاغ کردند که ما از آن روز به یوم الدار تعبیر میکنیم.»
ایشان افزودند:
«یکی دیگر از دلایل امامت امیرالمؤمنین علی علیه السلام این است که صدیقه طاهره علیها السلام را به ایشان دادند و دیگران را رد کردند.»
حضرت آیت الله سپس درباره امتیازات روز غدیر گفتند:
«رسول الله صلّی الله عليه و آله به اشکال مختلف، امامت امیرالمؤمنین علیه السلام را ابلاغ کردند تا نوبت به روز غدیر خم رسید که این روز امتیازاتی دارد که در سایر ایام این امتیازات و خصوصیات وجود ندارد؛ اولاً نزدیک به رحلت پیغمبر اکرم صلّی الله عليه و آله بوده، ثانیاً هزاران نفر حضور داشتند، ثالثاً در روز غدیر خم پنج تا شش آیه نازل شده است.»
ویژگیهای روز غدیر و دستور به بیعت
آیت الله میلانی با اشاره به ویژگیهای غدیر خم گفتند:
«پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله به حاضران دستور دادند تا با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت کنند. این، یکی از ویژگیهای مهم روز غدیر است که خود فصلی مستقل از مباحث عید غدیر را تشکیل میدهد. خداوند متعال به این روز اهمیت ویژهای داده است، بهگونهای که چند آیه در این زمینه نازل شده و خود پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نیز به این روز توجه خاص داشتهاند.»
ایشان درباره نحوه توقف کاروان در غدیر گفتند:
«در روز غدیر خم، پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در آن مکان توقف کردند و کسانی را که عقب مانده بودند، منتظر نگه داشتند تا به کاروان برسند و کسانی را که پیشتر رفته بودند، دستور دادند بازگردند.»
ایشان تأکید کردند:
«با این ویژگیها و امتیازاتی که برای روز غدیر خم ذکر شده، خود ائمه اطهار علیهم السلام نیز اهمیت ویژهای به این روز دادهاند.»
روایات ائمه علیهم السلام درباره غدیر
آیت الله میلانی دامت برکاته سپس به منابع روایی درباره غدیر اشاره کردند و فرمودند:
«در کتابهایی مانند کافی، تفسیر عیاشی، کتب شیخ صدوق، بصائر الدرجات و سایر منابع روایی، روایات فراوانی از ائمه اطهار علیهم السلام درباره غدیر خم نقل شده است.»
ایشان توضیح دادند:
«در این روایات آمده که پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله اعلام کردند که امیرالمؤمنین علیه السلام در میان مردم همان جایگاه و مقام ایشان را خواهد داشت، یا در عبارتی دیگر فرمودند: او را به عنوان امام پس از خود معرفی کردند.
در روایتی دیگر آمده است که اراده کردند او را نشانه و پرچمی قرار دهند تا حزب الله به واسطه او شناخته شود. این روایات در منابع ما فراوان است و نباید کسی تصور کند که تنها شیعیان این مطالب را نقل میکنند و اهل سنت روایتی در این زمینه ندارند.»
اهتمام امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیها به حدیث غدیر
آیت الله میلانی دامت برکاته در ادامه، بر اهتمام اهل بیت علیهم السلام نسبت به حدیث غدیر تأکید کرده و فرمودند:
«درباره غدیر خم و روز غدیر، از خود ائمه علیهم السلام روایات بسیاری وجود دارد که بر اهمیت آن تأکید میکند و از سوی دیگر، امیرالمؤمنین علیه السلام و صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز بر این موضوع تأکید و اهتمام ویژهای داشتهاند.»
ایشان افزودند:
«امیرالمؤمنین علیه السلام همواره بر حدیث غدیر تأکید داشتند و اهتمام میورزیدند که این حدیث به فراموشی سپرده نشود.»
ایشان به ماجرای کوفه اشاره کردند و فرمودند:
«آن حضرت در کوفه، گروهی از صحابه رسول خدا صلّی الله عليه و آله را احضار کردند و از آنان خواستند شهادت دهند که پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله چنین فرمودهاند.
این ماجرا که در منابع از آن با عنوان مناشده یا مناشدات امیرالمؤمنین علیه السلام یاد میشود، از مطالب مهمی است؛ بنابراین، همه به حدیث غدیر اهمیت دادهاند. خود صحابه به این حدیث اهمیت میدادند.»
کتمان حدیث غدیر و دلالت آن بر امامت
آیت الله میلانی دامت برکاته سپس به مسئله کتمان حدیث غدیر اشاره کردند و فرمودند:
«برخی افراد به کتمان حدیث غدیر پرداختند و همین کتمان نیز خود دلالتی بر اهمیت و جایگاه این حدیث دارد. اگر حدیث غدیر دلالتی بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام نداشت، دلیلی برای پنهان کردن آن وجود نداشت. بنابراین، همین کتمان نیز مؤید دلالت حدیث غدیر بر امامت آن حضرت است.»
پنج جهت بررسی حدیث در مباحث کلامی
ایشان سپس روش استدلال به حدیث در مباحث کلامی را توضیح داده و فرمودند:
«ما در مباحث کلامی، هرگاه بخواهیم به حدیثی استدلال کنیم، آن حدیث را از پنج جهت مورد بررسی قرار میدهیم.
جهت نخست، متن و لفظ حدیث است؛ یعنی ابتدا باید خود متن حدیث و الفاظ آن بهدرستی مشخص شود.
جهت دوم، سند حدیث است. در این مرحله باید تواتر حدیث اثبات شود؛ زیرا امامت از اصول دین است و در اصول دین، دلیل قطعی لازم است. خبر واحد مفید قطع و یقین نیست؛ از اینرو، نمیتوان در مباحث امامت به خبر واحد استدلال کرد. بنابراین، ناگزیر باید تواتر حدیث ثابت شود.
جهت سوم آن است که اگر حدیث دارای معارض باشد، باید به آن معارض رسیدگی شود. اما حدیث غدیر، معارضی ندارد. مخالفان نتوانستهاند حدیثی در برابر حدیث غدیر جعل کنند که بتواند در موضوع امامت با آن مقابله نماید.
البته در برابر برخی از احادیث دیگر، احادیثی جعل شده و ما در مباحث خود همه آن موارد را بررسی کردهایم؛ اما حدیث غدیر از این جهت بینظیر است و معارضی برای آن وجود ندارد.
جهت چهارم، بررسی دلالت حدیث است. باید روشن شود که حدیث دقیقاً بر چه معنا و مفهومی دلالت میکند و آیا دلالت آن کامل و تمام است یا خیر.
جهت پنجم نیز پاسخ به شبهات و اشکالاتی است که درباره حدیث مطرح میشود. این اشکالات باید بهصورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد و پاسخ داده شود.»
ایشان سپس تأکید کردند:
«هرگاه این جهات در مورد حدیثی بهطور کامل اثبات شود، حکم آن حدیث همانند حکم یک آیه از قرآن کریم خواهد بود. همانگونه که آیات قرآن را نمیتوان رد کرد، حدیثی را نیز که از این جهات کامل و تمام باشد نمیتوان انکار نمود؛ زیرا رد چنین حدیثی مستلزم انکار سنت نبایشان و تکذیب پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله خواهد بود و تکذیب رسول خدا موجب کفر است.»
عبارت مشهور حدیث غدیر
آیت الله میلانی حفظه الله تعالی سپس وارد بحث حدیث غدیر شده و فرمودند:
«آنچه در میان مردم معروف و مشهور شده، عبارت: مَن کنتُ مولاه فعليٌّ مولاه است. پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله این عبارت را پیش از روز غدیر نیز بارها و در مناسبتهای مختلف بیان فرموده بودند؛ اما در روز غدیر، این سخن را با کیفیت و ویژگی خاصی ایراد کردند.
پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله همان اولویتی را که خداوند متعال برای ایشان قرار داده بود، به امر الهی برای امیرالمؤمنین علیه السلام نیز قرار دادند. این مطلب از متن حدیث قابل استفاده است و در واقع یکی از محورهای اصلی استدلال در بحث امامت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر خم به شمار میرود.»
نقل حدیث غدیر از سوی بیش از صد صحابی
آیت الله میلانی در ادامه درباره سند حدیث غدیر فرمودند:
«از نظر سند حدیث نیز بزرگان ما اسامی صحابهای را که در روز غدیر خم حضور داشتند و حدیث غدیر را نقل کردهاند، گردآوری کردهاند. مرحوم میرحامدحسین لکهنوی، صاحب عبقات الأنوار، فهرستی از این اسامی ارائه داده، و پیش از ایشان سید ابن طاووس، و پس از ایشان مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر نیز به این موضوع پرداختهاند.»
ایشان افزودند:
«البته در برخی تحقیقات، میان این نقلها اختلافاتی دیده میشود، اما آنچه مسلم است این است که بیش از صد نفر از صحابه، حدیث غدیر را برای ما روایت کردهاند.»
ایشان درباره تعداد حاضران در غدیر خم نیز گفتند:
«درباره تعداد حاضران در غدیر خم نیز در برخی آثار، از جمله کتابهایی که درباره عدالت صحابه نگاشته شده، بحثهای مفصلی صورت گرفته است. در این منابع، تعداد صحابه پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در حجة الوداع و به تبع آن در غدیر خم، دهها هزار نفر ذکر شده است؛ برخی نیز تعداد کل صحابه را حدود ۱۲۰ هزار نفر دانستهاند.
بر این اساس، این پرسش مطرح میشود که چرا همه حاضران حدیث غدیر را نقل نکردهاند، یا چرا نقلهای آنان به ما نرسیده است، در حالی که تنها از حدود صد نفر از صحابه، روایت این حدیث به دست ما رسیده است.»
تواتر حدیث غدیر
آیت الله میلانی در پاسخ به این پرسش گفتند:
«همین مقدار نیز برای اثبات مطلب کافی است، هرچند واقعیت این است که در انتقال سنت پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله کوتاهیها و آسیبهایی رخ داده است. از جمله اینکه برخی از خطبهها و سخنان پیامبر، حتی خطبههای نماز جمعه و اعیاد، بهطور کامل نقل نشدهاند؛ در حالی که خود را اهل سنت مینامند.»
ایشان افزودند:
«بنابراین در طبقه صحابه، حدود صد نفر بهطور یقینی ناقل حدیث غدیر هستند. در طبقه تابعین نیز این تعداد چند برابر میشود و در طبقات بعدی، یعنی محدثین قرون مختلف، با گستره وسیعتری از راویان و نقلها مواجه هستیم.
اگر بخواهیم نام محدثین قرن اول تا قرن ششم و آثار آنان را بررسی کنیم، بحث بسیار گسترده خواهد شد و در نهایت به این نتیجه میرسیم که حدیث غدیر از نظر نقل، به تواتر رسیده است.
بسیاری از بزرگان و محققان اهل سنت تصریح کردهاند که حدیث من کنت مولاه فهذا علي مولاه متواتر است. تواتر در اینجا به معنای نقل گسترده و قطعی است که امکان تردید در اصل صدور حدیث را از بین میبرد.»
ایشان افزودند:
«حتی افرادی مانند ذهبی و ابن کثیر که به تعصب در نقد برخی احادیث مشهورند، اصل تواتر حدیث غدیر را پذیرفتهاند. بنابراین از نظر سندی، جای بحث جدی باقی نمیماند؛ آنچه مهمتر است، بررسی دلالت حدیث غدیر و پاسخ به شبهات و اشکالات مطرحشده درباره آن است.»
دلالت «مولی» بر اولویت و سرپرستی
آیت الله میلانی حفظه الله در ادامه به دلالت واژه «مولی» پرداخته و فرمودند:
«پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله فرمودند: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم؟ گفتند: بله. سپس فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ. در اینجا واژه مولی بر اساس قرائن موجود، به معنای اولویت و سرپرستی به کار رفته است.»
ایشان افزودند:
«در قرآن کریم نیز در سوره حدید آمده است: <هِيَ مَوْلاكُمْ>، که مفسران در ذیل این آیه، آن را به معنای اولویت و سرپرستی تفسیر کردهاند. همچنین در کتب لغت نیز برای مولی معانی متعددی ذکر شده، اما در این مقام، با توجه به قرائن، معنای اولی از آن اراده میشود.»
ایشان درباره معنای اولویت پیامبر نسبت به مؤمنان فرمودند:
«برخی از بزرگان اهل سنت نیز مثالهایی برای مفهوم اولویت ذکر کردهاند؛ مانند مواردی که شخصی در شرایط اضطرار، به هر قیمتی مالی را تهیه میکند و حتی اگر در معرض خطر باشد، اطاعت از دستور پیامبر بر او واجب میشود. این نمونهها برای توضیح معنای النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم بیان شده است.»
ایشان نتیجه گرفتند:
«بر این اساس، همین معنا در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر نیز ثابت میشود.»
«مولی» مشترک معنوی است
آیت الله میلانی دامت برکاته درباره تحلیل لغوی واژه «مولی» فرمودند:
«در کتب لغت نیز تصریح شده که مولی در برخی موارد به معنای اولی است؛ نکتهای که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد این است که مولی از نظر تحلیل لغوی، مشترک معنوی است نه مشترک لفظی؛ یعنی یک معنای اصلی دارد که در کاربردهای مختلف با قرائن، مصادیق آن مشخص میشود.»
ایشان افزودند:
«حتی اگر کسی بپذیرد که مولی مشترک لفظی است، باز هم طبق قواعد اصولی، برای تعیین مراد، نیاز به قرینه داریم و در حدیث غدیر، قرائن فراوانی برای تعیین معنای اولویت وجود دارد. از جمله صدر حدیث النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم، که خود قرینهای روشن بر معنای مورد نظر است.»
آیه تبلیغ و قرائن حدیث غدیر
آیت الله میلانی دامت برکاته سپس آیه تبلیغ را از قرائن مهم غدیر دانست و فرمودند:
«علاوه بر قرائن حدیثی، آیه شریفه <يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ> نیز از قرائن مهم این بحث است. بسیاری از مفسران و محدثان بزرگ اهل سنت تصریح کردهاند که این آیه در روز غدیر خم نازل شده است؛ از جمله ابن ابیحاتم، فخر رازی، سیوطی و دیگران.
این مجموعه از نقلها نشان میدهد که موضوع غدیر خم و اعلان ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، دارای پشتوانه گسترده روایی و تفسیری در منابع مختلف اسلامی است.»
ایشان افزودند:
«آنان تصریح کردهاند که آیه شریفه <يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ> در روز غدیر خم نازل شده است. بنابراین، هم متن حدیث و هم این آیه مبارکه در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این آیه در روز غدیر خم، پیش از خطبه پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله نازل شده است.»
آیه اکمال و کامل شدن دین با ولایت
آیت الله میلانی سپس به آیه اکمال اشاره کردند و فرمودند:
«آیه دیگری نیز در این واقعه نازل شده و آن آیه شریفه <الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا> است.»
ایشان معنای آیه را چنین بیان کردند:
«معنای این آیه آن است که امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم.
بر اساس این آیه، <الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ> یعنی روز غدیر، روزی است که دین کامل شده است. از اینرو، دین اسلام بدون امامت، ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام ناقص است، بلکه اساساً بدون آن، حقیقت دین تحقق نمییابد.»
ایشان تصریح کردند:
«جمعی از بزرگان نیز نزول این آیه را در روز غدیر خم پذیرفته و نقل کردهاند.»
پرسش درباره الهی بودن اعلان ولایت
آیت الله میلانی حفظه الله در ادامه به ماجرایی در روز غدیر اشاره کردند و فرمودند:
«در این میان، ماجرایی نیز نقل شده است که شخصی در حضور پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله عرض کرد: آنچه امروز بیان فرمودید و علی علیه السلام را به عنوان امام و خلیفه پس از خود معرفی کردید، آیا این امر از جانب خود شما بود یا از جانب خداوند متعال؟
پیامبر اکرم در پاسخ قسم یاد کردند که این دستور، فرمان خداوند متعال بوده است.
آن شخص پس از شنیدن این پاسخ، گفت: خدایا! اگر آنچه محمد میگوید حق است، سنگی از آسمان بر من فرود آور. او حتی در صدق گفتار پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله که به صدق و امانت مشهور بودند، شک کرد و از دین خارج شد.
در پی این سخن، عذابی بر او نازل شد و سنگی بر او فرود آمد و هلاکش کرد. سپس آیهای در این زمینه نازل گردید که دلالت بر این واقعه دارد و برخی از بزرگان نیز نزول این آیه را در ارتباط با غدیر خم نقل کردهاند.»
اشعار حسان بن ثابت و قیس بن سعد
آیت الله میلانی حفظه الله تعالی سپس به شواهد شعری در واقعه غدیر اشاره کردند و فرمودند:
«علاوه بر این آیات، شواهد دیگری نیز وجود دارد. از جمله اشعار حسان بن ثابت، شاعر که در مناسبتهای مختلف، وقایع را به نظم درمیآورد. او در جریان غدیر خم نیز اشعاری سروده است که در منابع متعدد نقل شده است.
در این اشعار، او به اعلان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله درباره امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و بیعت مردم با آن حضرت اشاره کرده است.»
ایشان سپس از قیس بن سعد بن عباده یاد کردند و فرمودند:
«همچنین سعد بن عباده، از بزرگان انصار و رئیس خزرج در مدینه منوره، فرزندی به نام قیس داشت که از شیعیان محکم امیرالمؤمنین بود و تا پایان عمر بر این عقیده باقی ماند و در کنار امام حسن مجتبی علیه السلام نیز حضور داشت.
او نیز اشعاری در تأیید دلالت حدیث غدیر بر امامت امیرالمؤمنین سروده است که در منابع معتبر نقل شده است.»
تبریک ابو بکر و عمر و تعبیر «أصبحت مولای»
آیت الله میلانی دامت برکاته یکی دیگر از قرائن دلالت حدیث غدیر را تبریک ابو بکر و عمر دانست و فرمودند:
«از این روشنتر آن است که نقل شده ابو بکر و عمر در آن واقعه نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و فرمودندند: بخ بخ لك یا ابن أبي طالب أصبحت مولاي ومولی کل مسلم.
این عبارت در منابع متعدد از حدود چهل نفر از بزرگان به صورت مستقیم یا به نقل از دیگران، نقل شده است.
اگر مولا به معنای محبوب یا ناصر باشد، دیگر نیازی به تبریک گفتن و چنین تعابیری نیست؛ زیرا محبت و نصرت امری مستمر است و نیاز به اعلام تازه ندارد. اما تعبیر أصبحت مولاي نشاندهنده تحقق امر جدیدی است که در آن روز واقع شده است.»
ایشان سپس فرمودند:
«اگر گفته شود که مولا به معنای اولویت نیست و لفظ، مشترک لفظی است، باز هم قرائن فراوانی بر خلاف این ادعا وجود دارد. از جمله اینکه اگر حدیث غدیر را با لفظ أولی در برخی روایات بررسی کنیم، خواهیم دید که پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله در موارد متعدد، همین معنا را با صراحت بیان فرمودهاند.
ما احادیثی در اختیار داریم که در آنها لفظ أولی به کار رفته است، مانند النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم یا هو أولی بهم من أنفسهم. این روایات نشان میدهد که معنای مراد از مولا همان اولویت است.»
دلالت حدیث غدیر بر امامت
آیت الله میلانی دامت برکاته در بحث دلالت حدیث غدیر فرمودند:
«دلالت حدیث غدیر بر امامت، مبتنی بر عبارت مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ است. این عبارت را پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله پیش از روز غدیر خم نیز در مواردی چند فرموده بودند، حال آنکه این موضوع در بسیاری از کتابها مغفول مانده و بدان پرداخته نشده است.
تکرار عبارت مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ پیش از روز غدیر خم، به دفعات صورت گرفته بود؛ اما در روز غدیر، پس از آنکه حضرت فرمودند: أَلَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ و حاضرین پاسخ دادند: بَلى، آنگاه فرمودند: فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ.»
آیت الله میلانی در پاسخ به این پرسش که اصل این لفظ در کجا آمده است، تصریح کردند:
«چهل مدرک از منابع معتبر اهل سنت ارائه شده که هیچ خدشهای بر آنها وارد نیست، که آوردن اسامی آن محدثان و منابع، نیازمند زمان است.»
«مولی» صرفاً بر اولویت دلالت دارد
ایشان درباره اشکال مربوط به معانی متعدد واژه «مولی» فرمودند:
«کلمه مولی از مشترکات معنوی است، نه لفظی. حتی اگر آن را مشترک لفظی نیز بدانیم، برای تعیین مراد پیامبر اکرم صلّی الله عليه و آله نیاز به قرینه داریم؛ حال آنکه ما حدود پانزده قرینه بر این امر داریم که مولی در این حدیث، صرفاً بر اولویت دلالت دارد.
از جمله این قرائن، نقل معتبر از منابع اهل سنت است که در آن آمده: هنگامی که پیامبر صلّی الله عليه و آله فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ، چهره ابو بکر و عمر دگرگون شد. صلاح الدین صفدی در کتاب الوافي بالوفیات، جلد ۹، صفحه ۳۰، این روایت را نقل کرده و ایشان فردی است که بزرگان اهل سنت نمیتوانند در مورد او خدشهای وارد کنند.
اگر مراد پیامبر صلّی الله عليه و آله فقط دوستی امیرالمؤمنین علیه السلام بود، این شدت ناراحتی و دگرگونی چهره آن دو معنا نداشت؛ بنابراین این واقعه خود قرینهای است بر اینکه مراد حضرت، معنایی فراتر از دوستی محض بوده است.»
ایشان در ادامه به استدلال خود امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر اشاره کردند و فرمودند:
«از دیگر قرائن ما بر اینکه مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ بر امامت و اولویت دلالت دارد، این است که خود امیرالمؤمنین علیه السلام در موارد متعددی به این حدیث بر امامت خویش استدلال فرمودهاند.
تا جایی که در کوفه، پس از آنکه ایشان از حاضران خواستند تا به حدیث غدیر شهادت دهند، گروهی شهادت دادند و گروهی کتمان کردند؛ حضرت نیز کتمانکنندگان را نفرین فرمودند؛ چرا که ادای شهادت واجب است.»
نقلهای اهل سنت درباره حدیث غدیر
آیت الله میلانی حفظه الله سپس برخی نقلهای اهل سنت را یادآور شد و فرمودند:
«یکی دیگر از قرائن، روایت ابنکثیر دمشقی، شاگرد ابنتیمیه، است که پیامبر صلّی الله عليه و آله فرمودند: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ؛ یعنی ای کسانی که من مولای ایشانم، پس از من، علی مولای ایشان است.
ابنکثیر در تاریخ خود، جلد ۱۱، صفحه ۷۲، روایت کرده است که عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک گفت: أَصْبَحْتَ مَوْلاَيَ وَ مَوْلی کُلِّ مُؤْمِنٍ.
همچنین ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق، طبرانی در المعجم الکبیر، نسائی در خصائص امیرالمؤمنین، حافظ ابن عقده در کتاب الولایة و حافظ ابوالقاسم طبرانی در المعجم الکبیر این حدیث را به طرق مختلف روایت کردهاند.»
آیت الله میلانی سپس فرمودند:
«در روایت ابن عقده آمده است که پیامبر صلّی الله عليه و آله فرمودند: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ، اُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ أَنَّهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَیِّدُ الْمُسْلِمِینَ.»
ایشان به روایت دیگری نیز اشاره کردند و افزودند:
«در روایت دیگری از کنز العمال آمده است که پیامبر صلّی الله عليه و آله از مردم پرسیدند: به چه چیزی شهادت میدهید و به چه اعتقاد دارید؟ گفتند: به لا اله الا الله و محمد رسول الله. فرمودند: مولی و سرور شما کیست؟ گفتند: الله و رسول. حضرت، دست امیر المؤمنین علیه السلام را بلند کردند و فرمودند: پس از من، مولی علی است.»
ایشان همچنین به نقل ابوالقاسم طبرانی اشاره کردند و فرمودند:
«در کوفه، گروهی از جمله ابوایوب انصاری وارد بر امیرالمؤمنین علیه السلام شدند و فرمودندند: السَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلانا. حضرت پرسیدند: چگونه من مولای شما هستم؟ گفتند: شنیدیم از رسول خدا در روز غدیر خم که فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ. لذا دیگر جایی برای خدشه باقی نمیماند.»
پاسخ به اشکال روایت نشدن حدیث در صحیحین
آیت الله میلانی در پاسخ به اشکال روایت نشدن حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم فرمودند:
«اولاً، تمام احادیث صحیح در صحیحین جمع نشده است و خود بخاری و مسلم چنین ادعایی ندارند.
ثانیاً، در صحیح بخاری و صحیح مسلم، احادیث غیر صحیح و حتی دروغ نیز وجود دارد که از منابع خود اهل سنت قابل اثبات است.»
شبهه یمن و پاسخ به آن
آیت الله میلانی سپس به شبههای درباره ماجرای یمن اشاره کردند و فرمودند:
«برخی گویند حدیث غدیر در پی اختلافی که در یمن میان سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام و خالد بن ولید رخ داد و به دنبال دشمنی برخی با امیرالمؤمینن علیه السلام شکل گرفته و صرفاً برای اعلام محبوبیت آن حضرت بوده است، نه امامت. این شبهه به طور کامل از نظر علمی مردود است.»
ایشان ماجرا را چنین توضیح دادند:
«پیامبر صلّی الله عليه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را به فرماندهی سپاهی به یمن فرستاد و در همان زمان، سپاه دیگری به فرماندهی خالد بن ولید را نیز روانه کرد. چون غنائمی به دست آمد، امیرالمؤمینن علیه السلام جاریهای را که جزء غنائم بود تصاحب کرد.
خالد بن ولید که از پیش با امیرالمؤمنین علیه السلام دشمنی داشت، نامهای به پیامبر صلّی الله عليه و آله نوشت و توسط بریده بن الحصیب به مدینه فرستاد.
بریده میگوید: من در دل دشمنی شدیدی با علی علیه السلام داشتم. وقتی نامه را به پیامبر صلّی الله عليه و آله دادند و ماجرا را گفتند، رسول الله صلّی الله عليه و آله شدیداً عصبانی شدند، به گونهای که رگهای گردنشان برآمده و چهره مبارکشان سرخ شد.
پیامبر صلّی الله عليه و آله به بریده فرمودند: أَتُبْغِضُ عَلِیّاً؟ سپس فرمودند: مَنْ أَبْغَضَ عَلِیّاً فَقَدْ أَبْغَضَنِي، وَمَنْ فَارَقَ عَلِیّاً فَقَدْ فَارَقَنِي، إِنَّ عَلِیّاً مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ، وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدِي.
بریده میگوید: پس استغفار کردم و توبه نمودم و با پیامبر صلّی الله عليه و آله تجدید بیعت کردم.»
آیت الله میلانی نتیجه گرفتند:
«این واقعه، نه تنها به حدیث غدیر آسیب نمیرساند، بلکه دلالت بر عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که حضرت جز به امر خداوند کاری انجام نمیدهد و از سوی دیگر، به روشنی بر ولایت و خلافت بلافصل آن حضرت دلالت میکند.»
جایگاه مباحث اعتقادی و وظیفه طلاب
آیت الله میلانی حفظه الله در پایان، بر اهمیت مباحث اعتقادی تأکید کرده و فرمودند:
«امامت، محور همه مسائل اعتقادی است و بدون شناخت امام، در توحید، نبوت، حلال و حرام و تفسیر قرآن دچار مشکل خواهیم شد.»
ایشان خطاب به طلاب افزودند:
«طلاب باید در مباحث اعتقادی قوی شوند، حرفشان مستند باشد، با متانت و ادب بحث کنند.»
ایشان در پایان تأکید کردند:
«این مباحث هیچ منافاتی با تقریب بین مذاهب و وحدت مسلمین ندارد؛ بلکه بهترین راه وحدت، بازگشت به سنت رسول الله صلّی الله عليه و آله و قرآن مجید است.»







