سوال بنده در مورد نقش توفیق الهی در اراده طاعات توسط انسان می باشد به این مضمون که: اگر توفیق الهی علت تامه اراده طاعت توسط ماست پس در این صورت دیگر اختیار معنایی نخواهد داشت.

پرسش
سوال بنده در مورد نقش توفیق الهی در اراده طاعات توسط انسان می باشد به این مضمون که:
اگر توفیق الهی علت تامه اراده طاعت توسط ماست پس در این صورت دیگر اختیار معنایی نخواهد داشت.
ما اگر توفیق الهی لازمه خواست و اراده طاعت توسط ماست و در حکم نوعی داعی و در واقع ایجاد میل و رغبت است پس در این صورت خدا بر هر چه امر کرده توفیق خواهد داد چون در غیر این صورت تکلیف او لایطاق است و همانطور که متکلمین ثابت کرده اند لطف واجب است ولی در این صورت دعاهایی مانند اللهم ارزقنا توفیق الطاعة بی معنی خواهد بود چون بر اساس قاعده وجوب لطف، واجب است که خدا بر هر چه امر کرده توفیق دهد
اما اگر خدا بر اساس علم خود توفیق را عنایت می فرماید به این معنی که به کسی توفیق می دهد که می داند توفیق او موجب اراده آن شخص می شود، پس در این صورت قدرت و استطاعت نیز باید از این قاعده مستثنی باشد چون قدرت بر انجام طاعت نیز همانند توفیق یکی از شروط لازم برای انجام تکلیف است و برای مثال بر اساس این قاعده کفار قادر بر انجام طاعت نیستند که در این مورد نیز محال است
لطفا به صورت علمی و با استناد به احادیث جواب را مبذول فرمایید
پاسخ
آیت الله سید علی حسینی میلانی مدظله
بسمه تعالی
السلام علیکم
معنای توفیق را پیدا کنید و بدانید غیر از جبر است. شاید به فارسی مرادف «زمینه سازی» باشد، به هر حال مطالب شما مبتنی بر عدم وضوح مفهوم کلمه توفیق است، قدری تأمل کنید حل می شود و ذکر آیه و روایت لازم نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *