تعداد کتب: 84
تعداد فصول: 241
تعداد موضوعات: 3091
بازدید صفحات: 14088773
تعداد دانلودها: 301373
تعداد جستجوها: 1843
تعداد بازدیدها از کتابخانه: 15539347
...

دیگر عناوین فصل:
بخش یکم: حدیث خواستگاری در صحاح
بخش یکم: حدیث خواستگاری در صحاح
روايت تِرمذى
تِرمذى نيز يكى از راويان اين داستان است. او در صحيح خود در كتاب مناقب در بخش فضايل فاطمه عليها السلام در اين زمينه دو روايت نقل كرده و گفته است:
1 ـ قُتَيْبَه از ليث از ابن ابى مُلَيكه از مِسْوَر بن مخرمه نقل كرده است: از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله شنيدم كه بر فراز منبر مى فرمود:
«خانواده هُشام بن مغيره از من اجازه خواستند كه دخترشان را به ازدواج . . . درآورند . . .».
ابوعيسى مى گويد: اين حديث، حديثى صحيح و حسن است.
البتّه اين روايت را عمرو بن دينار نيز از ابن ابى مُلَيكه از مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده است.
2 ـ احمد بن مَنيع از اسماعيل بن عُلَيَّه از ايّوب از ابن ابى مُلَيكه از عبداللّه بن زبير روايت كرده كه گويد: على، در مورد دختر ابوجهل سخن گفت . . ..
ابوعيسى مى گويد: اين، حديثى صحيح و حسن است.
ايّوب نيز به نقل از ابن ابى مُلَيكه از زبير همين گونه نقل كرده است. افراد ديگرى نيز از ابن ابى مُلَيكه و مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده اند، و احتمال دارد كه ابن ابى مُلَيكه از هر دو نفر روايت كرده باشد(1).
(1) سنن تِرمذى: 5 / 464 و 465 شماره هاى 3893 و 3895.
تِرمذى نيز يكى از راويان اين داستان است. او در صحيح خود در كتاب مناقب در بخش فضايل فاطمه عليها السلام در اين زمينه دو روايت نقل كرده و گفته است:
1 ـ قُتَيْبَه از ليث از ابن ابى مُلَيكه از مِسْوَر بن مخرمه نقل كرده است: از پيامبر صلّى اللّه عليه وآله شنيدم كه بر فراز منبر مى فرمود:
«خانواده هُشام بن مغيره از من اجازه خواستند كه دخترشان را به ازدواج . . . درآورند . . .».
ابوعيسى مى گويد: اين حديث، حديثى صحيح و حسن است.
البتّه اين روايت را عمرو بن دينار نيز از ابن ابى مُلَيكه از مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده است.
2 ـ احمد بن مَنيع از اسماعيل بن عُلَيَّه از ايّوب از ابن ابى مُلَيكه از عبداللّه بن زبير روايت كرده كه گويد: على، در مورد دختر ابوجهل سخن گفت . . ..
ابوعيسى مى گويد: اين، حديثى صحيح و حسن است.
ايّوب نيز به نقل از ابن ابى مُلَيكه از زبير همين گونه نقل كرده است. افراد ديگرى نيز از ابن ابى مُلَيكه و مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده اند، و احتمال دارد كه ابن ابى مُلَيكه از هر دو نفر روايت كرده باشد(1).
(1) سنن تِرمذى: 5 / 464 و 465 شماره هاى 3893 و 3895.