آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو
صفحه اصلی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتب و تألیفات آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتاب‌های فارسی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله) افکار ابن تیمیّه در بوته نقد

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
بخش یکم: دشمنی ابن تیمیّه با امیر مؤمنان علی علیه السلام
ابن تيميّه در رويارويى با علاّمه حلّى
علاّمه حلى رحمه اللّه مى نويسد:
پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله فرمود:
أقضاكم علي;
بهترين و برترين قاضى در ميان شما على است.
آن گاه مى گويد:
قضاوت و داورى بر دو پايه علم و تقوا استوار است.
ابن تيميّه در رويارويى با علاّمه حلّى مى گويد:
چنين حديثى ثابت نيست و سند محكمى ندارد كه بتوان به آن استدلال كرد; بلكه اين حديث از نظر سند قوى است كه پيامبر فرمود: «داناترين شما به حلال و حرام معاذ بن جبل است». روشن است كه علم به حلال و حرام بيش از آن كه حلال و حرام را سامان دهد، قضاوت را سامان مى دهد.1
آن گاه مى گويد:
معروف است كه على، علم و دانش را از ابوبكر گرفته است(!!)2 او فتواهاى زيادى بر خلاف صريح آيات و روايات دارد.(!!)3
در آغاز ابن تيميّه گفت: در هفده مورد نظريات على با قرآن و سنّت مخالف است. اما در اين جا مى گويد: فتواهاى بسيارى در مخالفت قرآن و سنّت دارد.
آن گاه مى گويد:
محمّد بن نصر مَرْوَزى كتاب بزرگى نوشته و در آن مواردى را جمع آورى كرده كه مسلمانان نظر على را نپذيرفته اند; زيرا نظر ديگر صحابه بيشتر تابع كتاب و سنّت بوده است(!!)4
ولى حقيقت آن است كه كتاب مَرْوَزى پيرامون مسائلى است كه ابوحنيفه در فتاوا و نظرياتش با اميرالمؤمنين عليه السلام و عبداللّه بن مسعود مخالفت كرده است.
به راستى ميان آن چه كه ابن تيميّه ادعا مى كند و واقعيّت چه ميزان فاصله است؟!
ابن تيميّه در مورد ديگرى مى گويد:
بدون شك عثمان تمامى قرآن را جمع آورى كرده و گاهى تمام آن را در يك ركعت مى خواند، اما درباره على اختلاف است كه آيا تمام قرآن را حفظ كرده است يا نه؟!5
آن گاه مى نويسد:
اگر كسى به دفاع از على بگويد: آن هايى كه به دست على كشته شدند كسانى بودند كه بر امام زمان خود خروج كردند و از طرفى در حديثى صحيح ثابت شده است كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله به عمار بن ياسر رضى اللّه عنه فرمود:
تقتلك الفئة الباغية;
«گروه باغيان و سركشان تو را خواهند كشت» و آن ها نيز عمار را كشتند;
ما مى گوييم: در اين قضيه مردم نظريه هاى مختلفى دارند: برخى حديث عمار را قبول ندارند. بعضى باغى را به معناى طالب مى گيرند; اين توجيه ضعيف است. اما اكثر گذشتگان و پيشوايان چون ابوحنيفه، مالك، احمد و ديگران برآنند كه شرايط كشتن گروه بغاة و سركشان فراهم نبوده است.6
بنابراين، ابن تيميّه مى گويد كه به نظر ابوحنيفه، مالك، احمد بن حنبل و ديگران، على حق نداشته با ناكثين، قاسطين و مارقين بجنگد و اين كار خلاف شرع بوده است; زيرا شرايط بغاة در آن ها نبوده تا على با آن ها بجنگد.
و حال آن كه حضرت على عليه السلام از جانب خدا و رسول مأمور به جنگ با ناكثين، قاسطين و مارقين بوده و حديث وارد در اين باره قطعى است.7
ابن تيميّه در جاى ديگرى مى افزايد:
علم پيامبر به واسطه غير على به تمامى شهرهاى اسلام رسيد.8
در اين صورت مولا اميرالمؤمنين عليه السلام هيچ نقشى در نشر تعاليم اسلام، احكام شرع و حقايق دينى نداشته است(!!)
اين سخنان آن چنان سست و واهى است كه ارزش نقد ندارد. مگر نگذشت كه بزرگان اهل سنّت نقل كردند كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله درباره على عليه السلام فرمود:
أنا مدينة العلم وعلي بابها;
من شهر علم و دانش هستم و على دروازه آن است؟
آيا علوم شهر نبوى از غير دروازه آن منتشر مى شود؟


1 . منهاج السنّه: 7 / 512 و 513.
2 . همان: 5 / 513.
3 . همان: 7 / 502.
4 . همان: 8 / 281.
5 . همان: 8 / 229.
6 . همان: 4 / 390.
7 . مجمع الزوائد: 7 / 238 و 239، ر.ك: دراسات في منهاج السنّه: 336 ـ 339.
8 . منهاج السنّه: 7 / 516.