آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو
صفحه اصلی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتب و تألیفات آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتاب‌های فارسی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله) افکار ابن تیمیّه در بوته نقد

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
بخش دوم: ابن تیمیّه و انکار فضایل بی کران امیر مؤمنان علی علیه السلام
على و حديث يوم الدار
آن گاه كه آيه (وَأَنْذِرْ عَشيرَتَكَ اْلأَقْرَبينَ)1 نازل شد و پيامبر مأمور به اعلان رسمى دعوت شدند، خويشاوندان خود را در خانه حضرت ابوطالب عليه السلام جمع نموده، آنان را به اسلام دعوت كرده و فرمودند:
فأيّكم يبايعني على أن يكون أخي ووزيري؟
كدام يك از شما با من بيعت مى كند تا برادر، وزير و خليفه و جانشين من بشود؟
هيچ كس به جز اميرالمؤمنين على عليه السلام پاسخ نداد.
تا اين كه پيامبر در حضور همه در خطاب به حضرت امير فرمود: تو برادر، وزير، وصى و جانشين من هستى.
اين واقعه در بين محدّثان به حديث «يوم الدار» معروف است و بسيارى از بزرگان حديث آن را نقل كرده اند; اما ابن تيميّه در اين باره مى گويد:
اين حديث در نزد حديث شناسان دروغى بيش نيست و هيچ عالم حديث شناسى نيست مگر اين كه مى داند كه آن دروغ و جعلى است.2
بنابراين، يا تمام علماى اهل سنّت كه مى دانسته اند اين حديث دروغ و جعلى است و در عين حال آن را در كتاب هاى خود نقل كرده اند فاسق مى باشند و يا اين كه تمامى آنان عالم و حديث شناس نبوده اند(!!)
يكى از راويان آن احمد بن حنبل (پيشواى حنبلى ها) است كه در مسند خود آن را روايت كرده است و علاوه بر وى، عالمان بسيارى اين حديث را در كتاب هاى خود آورده اند.3
در اين ميان حافظ ابوبكر هيثمى پس از نقل روايت مى گويد: رجال روايتى كه احمد بن حنبل نقل كرده، و يكى از دو روايتى كه بزّار نقل نموده همگى رجال صحيح هستند غير از شريك كه او ثقه مى باشد.4
ابن اسحاق، طبرى، طَحاوى، ابن ابى حاتِم، ابوبكر بن مردويه اصفهانى، ابونعيم اصفهانى، ضياء مَقْدِسى و متّقى هندى نيز از جمله راويان اين حديث هستند.
سيوطى اين حديث را از گروهى نقل مى كند. بيهقى در دلائل النبوّة و ابونعيم اصفهانى نيز در دلائل النبوّة متن كامل ماجرا را آورده اند و در كتاب هاى زيادى تصريح شده كه اين حديث صحيح است.5


1 . سوره شعراء: آيه 214.
2 . منهاج السنّه: 7 / 302.
3 . مسند احمد: 1 / 159.
4 . مجمع الزوائد: 8 / 302.
5 . السنن الكبرى: 5 / 126، تاريخ مدينة دمشق: 42 / 50، خصائص اميرالمؤمنين عليه السلام: 86، نظم درر السمطين: 83 ، كنز العمّال: 13 / 149، شواهد التنزيل: 1 / 545، تفسير ابن كثير: 3 / 363، تاريخ طبرى: 2 / 64، ر.ك: دراسات في منهاج السنّه: 298 ـ 303.