تحت بخش: سیره ائمه (علیهم السلام)سیره ائمه (علیهم السلام)

با توجه به جواب حضرت عالی، مشخص می شود که روایتی دال بر مخالفت صریح حضرت علی (ع) با حمله عمر به ایران در تاریخ ثبت نشده (مثلا حضرت علی می توانستند همان زمانیکه به عمر فرمودند که خود عمر در جنگ مستقیما شرکت نکند، به عمر گوشزد کنند که اصلا این حمله و تجاوز اشتباه است). مطلب دیگر اینکه این فرمایش شما توجیهی بیش نیست و با توجیه حق مطلب ادا نمی شود. توجیه بدینگونه دل خوش کنکی بیش نیست.مگر نه این است که شما در فرمایشاتتان در مورد مطاعن خلفا، به توجیهات اهل سنت می خندید؟. مطلب دیگر،شما می فرمایید همین که حضرت علی اصل حکومت خلفا را قبول ندارد،کفایت می کند ولازم نیست در جزئیات وارد شوند مگر جهت تایید. خوب!اگر اینگونه است، طبق تاریخ و فرمایشات حضرت عالی، حضرت علی در موارد متعددی وارد صحنه شدند و از خطا و انحراف خلفا جلوگیری کرده اند و انهم مصرانه. مثلا مصرانه تاکید داشته اند بر اجرای حکم حد شرب خمر برای ولید. با وجود اکراه عثمان به گونه ای که خود حد را اجرا کرده اند. و یا تاکید داشته اند بر اجرا حد بر عبید الله بن عمر به جرم قتل دختر دوست ابولولو.و... حال بنده حقیر سوال می کنم که ایا اهمیت تجاوز و غارت عمر و تبعات ان کمتر از مثالهای فوق بوده که باعث نشده حضرت علی دخالت کنند و حداقل اعتراض زبانی داشته باشند؟.(با عرض معذرت از ساحت حضرتعالی، لطف بفرمایید مشروحا پاسخ دهید و نه بصورت استفتا. اگر لازم با شد بنده حاضرم قم خدمت شما برسم و در این مورد بحث کنم). با تشکر.

بسمه تعالی
السلام علیکم
در هر واقعه یا انسان موافق است رسماً یا مخالف است رسماً یا ساکت، و سکوت هم دو جور است یا سکوت رضا یا سکوت عدم رضا وجود سوّم سکوت بی تفاوتی.
بعضی می گویند، حضرت در فتوحات نه فقط موافق بودند، بلکه همکاری کردند. بنده با این نظر موافق نیستم، امّا نهی صریح و مخالفت رسمی روایت نشده، بنده عرض می کنم لازم نیست، بلکه مخالفت با اصل حکومت و نفی شرعیت آن کافی است. اما عدم سکوت در مواردی که یاد نموده اید هر کدام وجهی علمی دارد و خلاصه جلوگیری از بدعت گذاری در دین بوده.
عرایض بنده توجیه نیست بلکه حساب شده است، و چنانچه حضوراً صحبت کنیم خوب است.
6385
آیت الله سید علی حسینی میلانی مدظله