چرا «المودة في القربی»؟

چرا «المودة في القربى»؟
چنان كه گذشت، ابن تيميه در ضمن مناقشاتى بر دلالت آيه مودّت مى گويد:
يدلّ على ذلك أنّه لم يقل إلاّ المودّة لذوي القربى، ولكن قال: (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى...) ويبيّن ذلك أنّ الرسول صلّى الله عليه وآله وسلّم لا يسأل أجراً أصلا;1
]دليل ديگرى كه بر بطلان ادعاى وجوب مودّت اهل بيت براساس اين آيه[ دلالت دارد آن است كه خداوند نفرمود: «الاّ المودة لذوي القربى»، بلكه فرمود: (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)... و اين نشان مى دهد كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم اصلا اجرى طلب نمى كند.
طرح چنين اشكالى از سوى ابن تيميه بسيار عجيب است. كسى كه مدّعى تسلط بر ادبيات عرب است چطور مى تواند چنين اشكالى را مطرح كند؟ اين اشكال اگر از نافهمى و ضعف در ادبيات نباشد، به يقين بيان گر تعصّب و عناد است. اما اگر ابن تيميه اين قدر در فن بلاغت ضعيف است، اى كاش پيش از طرح اشكال به اهل فن مراجعه مى كرد!
در جواب وى بايد گفت كه اولا اين اشكال به واقع اشكال نيست، بلكه نوعى اعتراض به خداوند است! و در ثانى اسلاف و گذشتگان ابن تيميه ضمن طرح اين اشكال پاسخ آن را داده اند. اگر ابن تيميه مطلب آنان را نديده باشد، در اين صورت نمى توان او را اهل تحقيق و علم دانست، و اگر ناديده گرفته باشد، در اين صورت بر عناد و عصبيّت خويش صحّه گذارده است. زمخشرى ـ كه در كتاب كشّاف، قرآن را به روش بلاغى تفسير كرده استدر ذيل آيه مودّت مى نويسد:
يجوز أن يكون استثناء متّصلا، أي: لا أسألكم أجراً إلاّ هذا، وهو أنْ تودّوا أهل قرابتي، ولم يكن هذا أجراً في الحقيقة، لأنّ قرابته قرابتهم، فكانت صلتهم لازمة لهم في المروءة.
ويجوز أن يكون منقطعاً، أي: لا أسألكم أجراً قطّ، ولكنّي أسألكم أن تودّوا قرابتي الّذين هم قرابتكم ولا تؤذوهم.
فإن قلت: هلاّ قيل: إلاّ مودّة القربى، أو إلاّ المودّة للقربى؟ وما معنى قوله: (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)؟
قلت: جعلوا مكاناً للمودّة ومقرّاً لها، كقولك: لي في آل فلان مودّة، و لي فيهم هوىً وحبّ شديد. تريد: أُحبّهم وهم مكان حبّي ومحلّه، وليست «في» بصلة للمودّة كاللاّم إذا قلت: إلاّ المودّة للقربى، إنّما هي متعلّقة بمحذوف، تعلّق الظرف به في قولك: المال في الكيس. وتقديره: إلاّ المودّة ثابتة في القربى ومتمكّنة فيها. والقربى مصدر كالزلفى والبشرى بمعنى قرابة، والمراد: في أهل القربى. وروي أنّها لمّا نزلت قيل: يا رسول الله، من قرابتك هؤلاء الّذين وجبت علينا مودّتهم؟ قال: عليٌّ وفاطمة وابناها.
ويدلّ عليه ما روي عن عليٍّ رضي الله عنه: شكوت إلى رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم حسد الناس لي، فقال: «أما ترضى أن تكون رابع أربعة: أوّل من يدخل الجنّة أنا وأنت والحسن والحسين، وأزواجنا عن أيماننا وشمائلنا، وذرّيّتنا خلف أزواجنا»;2
جايز است كه استثناء متصل باشد، ]از اين رو[ معناى آيه اين مى شود: «از شما اجرى نمى خواهم جز اين كه به خويشان نزديكم مودّت بورزيد» و اين در حقيقت اجر نيست; زيرا نزديكى به او همان نزديكى به ذوى القرباى ايشان است، پس صله آنان از باب مروّت تمامى مسلمانان لازم است.
و نيز جايز است كه استثنا منقطع باشد ]كه در اين صورت[ معناى آيه اين مى شود: «به تحقيق از شما اجرى نمى خواهم، ليكن از شما درخواست دارم كه به نزديكانم كه همان نزديكان شما هستند مودّت بورزيد و آنان را اذيت نكنيد». پس اگر بگويى كه چرا در آيه گفته نشده است: (الاّ مودة القربى)؟ و معناى آيه (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)؟ مى گويم: خويشاوندان مكان و محل استقرار مودّت قرار گرفته اند، مانند آن كه مى گويى: براى من در آل فلانى مودتى است و براى من در ايشان عشق و محبت شديدى وجود دارد و اين گونه سخن گفتن به معناى آن است كه ايشان را دوست دارم و ايشان مكان و محل محبت من هستند. «فى» مانند «لام» متعلّق مودّت محسوب نمى شود، از اين رو فى در اينجا به مانند لام زائده نيست، زمانى كه مى گويى: «الاّ المودة للقربى».
همانا «فى» از باب ظرفيت، متعلّق به محذوف است، مانند اين سخن كه مى گويى: «المال فى الكفين» يعنى «مال در كيسه است» و با در نظر گرفتن محذوف، معنا در عبارت «الا المودة فى القربى» چنين است; اجرى نمى خواهم جز مودتى كه در «قربى» ثابت و در او متمكن است و «قربى» در اين مصدر است، همانند «زلفى» و «بشرى» كه به معناى نزديكى است. و مراد از قربى خويشِ نزديك است و روايت شده است كه وقتى اين آيه نازل گشت، گفته شد: اى رسول خدا! نزديكان تو كه مودتشان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟
فرمود: «على، فاطمه و دو فرزندشان».
بر همين حقيقت دلالت دارد آن چه از على عليه السلام روايت شده است كه ايشان فرمود: از حسادت مردم نسبت به خودم به رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم شكايت كردم. ايشان در پاسخ فرمودند: «آيا راضى نيستى كه چهارمين نفر از چهار نفرى باشى كه نخستين كسانى اند كه داخل بهشت مى شوند; يعنى من، تو، حسن و حسين و همسرانمان كه در سمت راست و چپ ما قرار دارند ]و وارد بهشت مى شوند [و فرزندانمان نيز پشت سر همسرانمان.»
فخر رازى نيز همين اشكال و پاسخ زمخشرى را به نقل از وى تقرير كرده است. وى در تفسير خود مى نويسد:
أورد صاحب الكشّاف على نفسه سؤالا، فقال: هلاّ قيل: إلاّ مودّة القربى، أو: إلاّ مودّة للقربى، وما معنى قوله: (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)؟
وأجاب عنه بأن قال: جُعلوا مكاناً للمودّة ومقرّاً لها، كقوله: لي في آل فلان مودّة، ولي فيهم هوىً وحبّ شديد. تريد أحبّهم وهم مكان حبّي ومحلّه;3
صاحب كشّاف سؤالى را براى خود مطرح كرده و مى گويد: چرا در آيه گفته نشده: «الاّ مودة القربى» و يا «الاّ المودة للقربى» و معناى آيه (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) چيست؟
زمخشرى در جواب پرسش خود چنين پاسخ مى دهد: خويشانِ نزديك، مكان و محل استقرار مودّت قرار داده شده اند، همان طور كه مى گويى: براى من در آل فلان مودتى است و يا براى من در ايشان عشق و محبت شديدى وجود دارد، در حالى كه مراد تو از اين تعبير آن است كه تو حب آنان را اراده مى كنى، در حالى كه ايشان محل و مكان محبت من هستند.
ابوحيان اندلسى نيز اين قول را در تفسير خويش آورده و آن را نيكو شمرده است.4 نيشابورى نيز در تفسير خودكه در حاشيه تفسير طبرى چاپ شده استمى نويسد:
أمر رسوله بأن يقول: (لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ) على هذا التبليغ (أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ)الكائنة (فِي الْقُرْبى) جُعلوا مكاناً للمودّة ومقرّاً لها، ولهذا لم يقل: مودّة القربى، أو المودّة للقربى، وهي مصدر بمعنى القرابة، أي: في أهل القربى، وفي حقّهم;5
خداوند به رسولش فرمان مى دهد كه بگويد بر اين تبليغ «اجرى جز مودتِ نزديكان» كه ثابت است و مكان و محل استقرار مودّت هستند «از شما نمى طلبم» و بر اين اساس امر نفرموده است: «مودة القربى» يا «المودة للقربى». «قربى» مصدر است به معناى «نزديكى»، يعنى در خويشاوندان نزديك و در حق ايشان.
ابوالسعود نيز استثناء را متصل دانسته است و در ادامه مى نويسد:
وقيل: الإستثناء منقطع والمعنى: لا أسألكم أجراً قطّ ولكن أسألكم المودّة. و«في القربى» حال منها، أي: إلاّ المودّة ثابتة في القربى متمكّنة في أهلها أو في حقّ القرابة. والقربى مصدر كالزلفى، بمعنى القرابة. روي أنّها لمّا نزلت قيل يا رسول الله، من قرابتك... ;6
گفته شده است كه استثناء منقطع است و معناى آن اين است كه: هيچ اجرى از شما نخواسته; بلكه از شما مودّت مى خواهم. و «فى القربى» بيان حال مودّت است، يعنى مودتى كه در قربى ثابت و در اهل آن يا در حق نزديكان وجود دارد. و «قربى» نيز مصدر است به مانند «زلفى» و به معناىِ نزديكى است. روايت شده است كه هنگام نزول آيه مودّت به پيامبر عرضه شد: اى رسول خدا، خويشان نزديك تو چه كسانى هستند... .
بيضاوى،7 نسفى،8 شربينى و برخى ديگر از مفسّران نيز به اين نكته تصريح كرده اند. بنابراين «في» اساساً براى ظرفيت وضع شده است و آوردن «في» در آيه به جهت تأكيد است، يعنى خداوند تأكيد مى كند كه اساساً اهل بيت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم محل و ظرف مودّتند.


1. منهاج السنة: 4 / 12.
2. الكشّاف عن حقائق التنزيل: 3 / 466467.
3. تفسير الرازى: 27 / 167.
4. تفسير البحر المحيط: 7 / 494.
5. تفسير النيسابورى: 6 / 466.
6. تفسير أبي السعود: 8 / 30.
7. تفسير البيضاوى: 5 / 128.
8. تفسير النسفي: 4 / 101. وى نيز عبارت زمخشرى را آورده است.

جواهر الکلام فی معرفة الإمامة والإمام ـ جلد چهارم تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=47&mid=226&pgid=2911