دوران امام مهدی و احیای دین

دوران امام مهدى و احياى دين
آن چه گفتيم اجمالى بود از نقش ائمه اطهار عليهم السلام در حفظ و احياى دين در جبهه هاى مختلف، ولكن وقت احياى دين به طور كامل و زمانى كه وعده الاهى تحقق پيدا مى كند، دوران حضرت ولى عصر امام دوازدهم عليه الصلاة والسلام است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در حديث قطعى فرموده اند:
يملأ الله به الأرض قسطاً وعدلاً;1
خداوند به توسط حضرت مهدى زمين را از عدالت پر خواهد كرد.
پس فراز مذكور ـ چنان كه قبلاً گفتيم ـ به زمان حكومت آن حضرت ارتباط دارد، در آن زمان است كه دين خدا يعنى اسلام، حيات مى يابد كه حيات و احياى هر چيزى به حسب خود اوست.
براى مثال، اگر درختى در حال خشك شدن باشد، براى زنده كردن آن به مقتضاى حال آن درخت اقدام مى شود. اگر ساختمانى در حال انهدام باشد و اگر زمينى موات باشد، احياى درخت، ساختمان و زمين هر يك متناسب با حال و وضع آن است، و اگر انسانى بر اثر بيمارى مشرف بر مرگ باشد احياى او علاج و نجات دادن از بيمارى است، و هم چنين است حيوان و يا هر شىء ديگرى.
اكنون مى گوييم: حيات و زندگى دو جور است:
1 . حيات مادى،
2 . حيات معنوى.
برخى از اشيا، فقط حيات معنوى دارند، مى گوييم: حيات دين، علم و قرآن.
برخى اشياى ديگر، هم حيات مادى دارند و هم حيات معنوى. مثلاً: انسان هم حيات مادى دارد و هم حيات معنوى، و اين امتياز انسان بر ديگر اشياست.
خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد:
(وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَميعًا);2
و هر كس، انسانى را زنده نمايد گويى همه مردم را زنده كرده است.
در ذيل اين آيه مباركه رواياتى آمده كه اگر كسى، انسانى را از ضلالت و گمراهى نجات بدهد او را احيا و زنده كرده است. در روايتى از امام حسن عسكرى عليه السلام آمده كه فرمود:
حضرت سيدالشهداء عليه السلام به مردى فرمود:
أيّهما أحب إليك؟ رجل يروم قتل مسكين قد ضعف أتنقذه من يده، أو ناصب يريد إضلال مسكين من ضعفاء شيعتنا، تفتح عليه ما يمتنع به ويفحمه ويكسره بحجج الله تعالى؟
قال: بل إنقاذ هذا المسكين المؤمن من يد هذا الناصب، إنّ الله تعالى يقول: (مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَميعًا) من أ حياها فكأنّما أحيى الناس جميعاً. أي ومن أحياها وأرشدها من كفر إلى إيمان فكأنّما أحيى الناس جميعاً من قبل أن يقتلهم بسيوف الحديد.3
در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام در ذيل اين آيه فرمود:
من أخرجها من ضلال إلى هدى فكأنّما أحياها، ومن أخرجها من هدى إلى ضلال فقد قتلها.4
از اين آيه روشن مى شود كه حيات واقعى انسانى، حيات معنوى است، وگرنه اگر انسان زنده حيات معنوى نداشته باشد، حيات او حيات حيوانى خواهد بود، نه حيات انسانى.
با عنايت به آن چه گذشت مى گوييم: حكم امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف در آخر دنياى اسلام، همان حكم رسول خدا صلى الله عليه وآله در اول دنياى اسلام است. در قرآن مجيد درباره دعوت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله چنين مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ);5
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد آن گاه كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مى بخشد.
خدا و رسول ما را به چيزى دعوت مى كنند كه ما را احيا كند. ما بايد اين دعوت را اجابت كنيم و اگر كسى دعوت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را استجابت نكند، او مرده است، نه زنده.
به سخن ديگر، حيات كسى كه از دعوت خدا و رسول اعراض كند حيات حيوانى است، نه حيات انسانى; چرا كه حيات بدون معنويت حيات حيوانى است.
امام زمان عليه السلام نيز در زمان ظهور عين همين دعوت را به همه اهل عالم اعلام خواهند داشت و دوران حيات معنوى به فعليت خواهد رسيد. زيرا در حكومت آن حضرت، عدالت دقيقاً همان طورى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله آوردند و شريعت كه عبارت از اصول، فروع و اخلاق است، به طور كامل پياده خواهد شد، چيزى كه قرن ها به سبب تسلّط مغرضان و نااهلان به دست فراموشى سپرده شده بود مجدداً به دست امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف احيا خواهد شد.
از اين رو در روايات آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود:
إذا قام القائم عليه السلام جاء بأمر جديد كما دعا رسول الله صلى الله عليه وآله في بدء الإسلام إلى أمر جديد;6
آن گاه كه حضرت قائم عليه السلام قيام كند عين همان دعوتى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله روز اول آوردند در روز آخر امام زمان همان را خواهند آورد.
روايت ديگر درباره قرآن است كه ما در برخى از مباحث درباره اين روايت سخن گفته ايم، جابر مى گويد: امام باقر عليه السلام فرمود:
إذا قام قائم آل محمد عليه السلام ضرب فساطيط لمن يعلّم الناس القرآن على ما أنزل الله جل جلاله، فأصعب ما يكون على من حفظه اليوم، لأنّه يخالف فيه التأليف.7
هنگامى كه حضرت مهدى عليه السلام تشريف بياورند، مراكزى را براى تعليم قرآن آن گونه كه نازل شده، تأسيس مى كنند... .
يعنى قرآن را به واقعش تدريس خواهند كرد. پس امر جديد يعنى تجديد قرآن و اسلام.


1 . كمال الدين: 288، كفاية الاثر: 89 ، اليقين: 494، بحار الأنوار: 36 / 316، حديث 162 و 38 / 126، حديث 76 و 51 / 12، حديث 14، مسند، احمد بن حنبل: 1 / 99، سنن ابى داوود: 2 / 309، كنز العمال: 14 / 261، حديث 38653، المعجم الاوسط: 2 / 55، الجامع الصغير: 2 / 438، حديث 7490.
2 . سوره مائده (5): آيه 32.
3 . تفسير الامام العسكرى عليه السلام: 348، حديث 231، بحار الأنوار: 2 / 9، حديث 17.
4 . الكافى: 2 / 210، حديث 1، بحار الأنوار: 71 / 401، حديث 48.
5 . سوره انفال (8): آيه 24.
6 . الارشاد: 2 / 384، بحار الأنوار: 52 / 338، حديث 82 .
7 . همان: 2 / 386، همان: 52 / 339، حديث 85 .

با پیشوایان هدایتگر (ج 3) تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=41&mid=208&pgid=2349