حلال زادگان / طِيباً لِخَلْقِنَا، وَ طَهَارَةً لاَِنْفُسِنَا، وَ تَزْكِيَةً لَنَا، وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا...

حلال زادگان
طِيباً لِخَلْقِنَا، وَ طَهَارَةً لاَِنْفُسِنَا، وَ تَزْكِيَةً لَنَا، وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا...;
... موجبِ پاكيزگى آفرينش ما، طهارت جان هاى ما، تزكيه ما و كفّاره گناهانِ ما قرار داد.
آرى، حبّ اهل بيت عليهم السلام علامت طيب ولادت و باعث از بين رفتن گناهان ـ حتى گناهان كبيره ـ است.
علامه مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار بابى را تحت اين عنوان گشوده است كه: «باب أنّ حبّهم عليهم السلام علامة طيب الولادة وبغضهم علامة خبث الولادة».
اينك برخى از روايات را در اين زمينه نقل مى كنيم:
رسول خدا صلى الله عليه وآله در حديثى فرمود:
من أحبّنا أهل البيت فليحمد الله على أوّل النعم.
قيل: وما أوّل النعم؟
قال: طيب الولادة، ولا يحبّنا إلاّ من طابت ولادته;1
هر كس ما خاندان را دوست دارد خدا را به نخستين نعمت سپاس گويد.
عرض شد: نخستين نعمت كدام است؟
فرمود: حلال زادگى، ما را جز حلال زاده دوست نمى دارد.
در روايت ديگرى آمده كه امام باقر عليه السلام فرمود:
من أصبح يجد برد حبّنا على قلبه فليحمد الله على بادىء النعم.
قيل: وما بادىء النعم؟
قال: طيب المولد;2
هر كس صبح كند و دوستى ما را در قلب خود بيابد خدا را بر ابتداى نعمت سپاس گويد.
عرض كردند: ابتداى نعمت كدام است؟
فرمود: حلال زادگى.
در روايت ديگرى پيامبر خدا به امير مؤمنان على فرمود:
يا علي! من أحبّني وأحبّك وأحبّ الائمّة من ولدك فليحمد الله على طيب مولده، فإنّه لا يحبّنا إلاّ مؤمن طابت ولادته، ولا يبغضنا إلاّ من خَبُثَتْ ولادته;3
اى على! هر كس من، تو و پيشوايان از فرزندان تو را دوست بدارد خدا را بر حلال زادگى سپاس گويد; زيرا كه جز مؤمن حلال زاده ما را دوست نمى دارد و جز انسان حرام زاده ما را دشمن نمى دارد.
البته اين روايات به ما اختصاص ندارد; بلكه اهل سنّت نيز در اين زمينه روايات زيبايى نقل كرده اند. عبادة بن الصّامت مى گويد:
كنّا نبور أولادنا بحُبّ علي بن أبي طالب، فإذا رأينا أحدهم لا يحبّ علي بن أبي طالب علمنا أنّه ليس منّا وأنّه لغير رشدة;4
ما فرزندانمان را به مهر على بن ابى طالب عليهما السلام آزمايش مى كنيم و انتخاب مى نماييم كه بفهميم كه فرزندان خودمان هستند يا اين زن جاى ديگرى رفته است.
گرچه برخى از اشخاص اين احاديث را تحريف كرده و واژه «نبور» را «بنور» و «أبناءنا» را به «ايماننا» دگرگون ساخته و گفته:
كنّا بنور إيماننا نحبّ علي بن أبي طالب;5
ما به نور ايمانمان على بن ابى طالب را دوست مى داريم.
اين سخن خوبى است، اما تحريف شده است.


1 . بحار الأنوار: 27 / 145، حديث 3. گفتنى است كه اين حديث را اهل سنّت نيز نقل كرده اند از جمله قندوزى در ينابيع المودّه: 2 / 272، حديث 774 به نقل از المودّة القربى: 14.
2 . علل الشرائع: 1 / 141، حديث 2، الأمالى، شيخ صدوق: 562، حديث 755، معانى الاخبار: 161، حديث 2، بحار الأنوار: 27 / 146، حديث 4.
3 . علل الشرائع: 1 / 141، حديث 3، بحار الأنوار: 27 / 146، حديث 5.
4 . الغدير: 4 / 322 به نقل از اسنى المطالب، شواهد التنزيل: 1 / 449، ذيل حديث 475، نهج الايمان: 456، النهاية: 1 / 159، لسان العرب: 4 / 87 .
5 . ر.ك: شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد: 4 / 110.

با پیشوایان هدایتگر (ج 3) تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=41&mid=207&pgid=2236