شیعه در لغت

شيعه در لغت
اهل لغت در معناى شيعه مى گويند:
الشيعة: أتباع الرجل وأنصاره;1
شيعه: پيروان و يارى كنندگان يك مرد را مى گويند.
صاحب كتاب تاج العروس في شرح القاموس، ذيل واژه «شعب» به شعر كميت استشهاد مى كند كه گفته است:
ومالي إلاّ آل أحمد شيعة *** ومالي إلاّ مشعب الحق مشعب2
من فقط شيعه آل احمد هستم *** و راهى را جز راه حق اختيار نكرده ام
سپس در جاى ديگر مى گويد:
وقد غلب هذا الاسم على كلّ من يتولّى عليّاً وأهل بيته ـ رضي الله عنهم أجمعين ـ حتى صار اسماً لهم خاصاً... أصل ذلك من المشايعة وهي المطاوعة والمتابعة;3
و اين اسم بر همه كسانى كه از اميرالمؤمنين و اهل بيت ايشان عليهم السلام تبعيت مى كنند ]عَلم شده و[ غلبه پيدا كرده است تا آن جا كه اسم مخصوص ايشان شده است و اصل و ريشه اين واژه از «مشايعت» است و آن به معناى به دنبال كسى رفتن و اطاعت كردن از او است.
پس شيعه به حمل شايع صناعى به كسانى اطلاق مى شود كه از نظر انديشه، عمل و اخلاق به دنبال اهل بيت عليهم السلام حركت و از ايشان پيروى و اطاعت مى كنند.


1 . لسان العرب: 8 / 188.
2 . تاج العروس: 2 / 120. هم چنين ر.ك: لسان العرب: 8 / 188; البحر المحيط: 7 / 350.
3 . تاج العروس: 11 / 257.

جواهر الکلام فی معرفة الإمامة والإمام ـ جلد یکم تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=38&mid=191&pgid=1978