آيا جنگ هاى خلفا بر معيار صحيح اسلام بوده است؟

آيا جنگ هاى خلفا بر معيار صحيح اسلام بوده است؟
بر فرض اين كه آن ها اجازه به راه انداختن چنين نبردهايى را داشته اند، بايد ديد آيا آن ها همان طور كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله در جنگ ها عمل مى كرد، عمل كرده اند، يا هم چون رهبران خودكامه دنيا؟
خليفه رسول خدا كسى است كه از مرز دستورات پيامبر و شريعت او خارج نگردد; همان طور كه او مى جنگيد، بجنگد، به همان هدفى كه او جهاد مى كرد، جهاد كند; نه اين كه هر طور غريزه قدرت طلبى او اقتضا كرد.
مسلّم است كه اسلام دينِ رحمت، عطوفت و فطرت است. قرآن كريم مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ);1
ما تو را جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم.
پيامبر ما رحمت براى جهانيان است. قرآن كريم در آيه ديگرى مى فرمايد:
(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ);2
اكراهى در دين نيست در حالى كه راه صحيح از ناصحيح روشن شده است.
اسلام دينِ علم، فهم و معرفت است. فرياد اسلام اين است كه بفهميد آن گاه بپذيريد. قرآن كريم با آواى بلند ندا مى كند:
(وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ);3
و از آن چه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن.
قرآن كريم مسيحيان را ملامت مى كند كه «چرا به گمان اكتفا كرديد در حالى كه گمان هيچ گاه شما را به حق نمى رساند»؟
هرگز چنين آيينى از مردم نمى خواهد به زور ايمان بياورند، هرگز چنين دينى نمى پسندد كه با قدرت شمشير صدايش در جهان پخش شود.
اسلام يك حكومت جاه طلب نيست كه با زور، كشورگشايى كند و زمين ها را تحت تصرّف نمايد و بر عده بيشترى حكم رانى كند، او مى خواهد بر دل ها حكومت كند و مردم را از يوغ حاكمان خودكامه برهاند و بنده خدا كند، نه اين كه خود، خودكامگى نمايد.
به همين جهت است در سراسر زندگى پربركت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله ـ كه اينان ادعاى جانشينى او را مى كنند ـ حتى يك مورد از اين كشورگشايى هاى بى ضابطه ديده نمى شود. هيچ گاه پيامبر بر سرزمينى لشكر نكشيدند كه به زور آن ها را مسلمان كنند.
اصلاً اسلامى كه به زور به افراد تحميل شود چه ارزشى دارد و همان به نفاق تبديل مى شود كه ضررش به مراتب از كفر بيشتر است.
اگر اين فرمانروايانى كه بعد از پيامبر بر مسند حكومت تكيه زدند ادعاى جانشينى و خلافت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را دارند، بايد همان گونه رفتار كنند كه آن حضرت عمل مى كرده، نه اين كه خودسرانه دست به جنگ و خونريزى بزنند.
بايد ديد هدف پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله از جهاد و جنگ با كفّار چه بوده؟ چه زمانى فرمان جهاد صادر مى كردند؟ چگونه مى جنگيدند؟ پس از پيروزى چه رفتارى داشتند؟ و ده ها پرسش ديگر.
به راستى آيا اين حاكمان به همان هدفى مى جنگيدند كه آن حضرت مى جنگيد؟
آيا در همان شرايطى كه نبى مكرم اسلام دست به شمشير مى برد آن ها به سلاح رو مى آوردند؟
آيا رفتارشان هنگام جنگ و بعد از فتح و پيروزى همان گونه بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله رفتار مى كردند؟
حقيقت آن است كه نه هدفِ اين حاكمان خودكامه از جنگ، هدف پيامبر بوده، نه رفتارشان و نه كردارشان(!)
دقت در راه و روش آن ها و مطالعه در كردارشان به خوبى نشان گر افزودن قلمرو حكومتى و فتوحات است.


1 . سوره انبيا: آيه 107.
2 . سوره بقره: آيه 256.
3 . سوره اسرا: آيه 36.

افکار ابن تیمیّه در بوته نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))

پرینت گرفته شده از: http://al-milani.com/farsi/library/lib-pg.php?booid=23&mid=127&pgid=1140