آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)
جستجو
صفحه اصلی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتب و تألیفات آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله)کتاب‌های فارسی آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله) افکار ابن تیمیّه در بوته نقد

اندازه فونت فهرست پرینت صفحه
دیگر عناوین فصل:
بخش چهارم: ابن تیمیّه و مقایسه ای بین خلفای سه گانه و حضرت علی علیه السلام
نگاهى به فتوحات خلفا
اكنون با نگاهى اجمالى به فتوحات خلفا به خوبى روشن مى شود كه هدف آن ها از اين كشورگشايى ها آيا نشر اسلام بوده يا افزودن محدوده ثروت و قدرت؟ آيا نتيجه اش انتشار اسلام بود يا جلوگيرى از نشر آن؟ به اين نمونه توجه كنيد:
قرظة بن كعب گويد: هنگامى كه عمر (بعد از فتح عراق) ما را به آن سامان مى فرستاد (تا والى آن جا شويم) مقدارى همراه ما آمد و ما را بدرقه كرد، سپس گفت: مى دانيد چرا شما را تا اين جا بدرقه كردم؟
همگى گفتند: بله، مى خواهى به ما احترام بگذارى!
عمر گفت: شما به شهرها و آبادى هايى مى رويد كه مردمشان مشغول خواندن قرآن هستند به گونه اى كه صدايشان چون صداى زنبور عسل بلند است. با نقل حديث از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله جلوى آن ها را از اين كار نگيريد و ايشان را با احاديث سرگرم نكنيد و من در اين كار پشتيبان شما هستم(!!)
قرظه گويد: وقتى به منطقه مأموريت خود (در شهرهايى كه تازه فتح شده بودند) رسيديم، مردم به ما مى گفتند: از پيامبر برايمان حديث نقل كنيد. ما مى گفتيم: عمر ما را از اين كار نهى كرده است(!!)1
آيا شما فكر مى كنيد كه احاديث پيامبر مردم را از قرآن خواندن باز مى دارد يا قرآن را به آن ها مى فهماند؟
مگر حديث پيامبر به جز علم، چيز ديگرى نيز هست؟
جلوگيرى از نشر علم در مناطق فتح شده چه معنايى دارد؟
عمر اجازه نمى داد كسى از مردم مناطق فتح شده از قرآن سؤال كند و معناى آن را بفهمد و كسانى كه از قرآن سؤال مى كردند به مجازات شديدى محكوم مى شدند.2
در اين صورت مردم تازه مسلمان چه تصورى از اسلام خواهند داشت؟
آن ها از اسلام چه ديده اند؟ دينى كه رهبرش از نشر تعاليم آن هراس دارد، دينى كه به جز قتل و غارت و ثروت اندوزى چيز ديگرى نمى شناسد. اين آيين جديد كه با زورِ شمشير خود را بر سرزمين هاى ديگر تحميل مى كند آن قدر با علم و دانش مخالف است كه نه اجازه مى دهد از پيام آور آن دين، چيزى به گوش مردم برسد، نه از كتاب آسمانى آن چيزى سؤال شود و نه مردم آن سامان به كتاب هاى خود كه محصول دانش بشر در طول قرن هاى متمادى بوده مراجعه كنند(!!)
نخستين كارى كه در ممالك فتح شده انجام داده مى شد آتش زدن كتابخانه هاى آن ها بوده است(!)
آيا دينى كه با (اقْرَأْ) شروع شده و با «ايتوني بقلم وقرطاس»3 تمام مى شود اين گونه دشمن علم و دانش است؟
آيا روش پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در جنگ ها اين گونه بود؟
آرى، رفتار پيامبر آن قدر جذّاب بوده كه در سال هاى پايانى زندگى شريفش قبيله ها و مردمان، گروه گروه مسلمان مى شدند و آن قدر اين كار تكرار شد كه سال نُهُم هجرى را «عام الوفود» نام نهادند; يعنى سال كوچ كردن قبيله ها براى مسلمان شدن.
چرا پس از پيامبر عام الوفود متوقف شد و جاى آن را قتل و كشتار و خروج از دين و فتنه گرفت؟
در واقع در پى اين فتوحات، فجايعى غير قابل اغماض رخ داد، كشورگشايى هايى كه در آن ها نه حرمت زنان، كودكان، پيران و نسل بشرى رعايت مى شد و نه منابع كشاورزى.4
در اين فتوحات، از تبليغ اسلام و فرهنگ والاى آن خبرى نبود و الگوهاى مناسبى از اسلام عرضه نمى شد.
مردم تازه مسلمان تنها از اسلام چهره خشنِ خالد بن وليد و مغيره، جهل و نادانى و فريب كارى هاى ابوبكر، نظام طبقاتى عمر و ثروت اندوزى هاى عثمان را مى ديدند.
مردمى كه از اسلام تنها معاويه را مى شناسند و او را الگوى تمام عيار اين آيين مى پندارند، به راستى اين مردم چه قدر مى توانند به اسلام پايبند باشند؟
محيطى كه معاويه به طور علنى تمام حرام هاى اسلام را انجام مى دهد و آن گاه كه به او اعتراض مى شود، در پاسخ مى گويد: آرى، پيامبر آن ها را حرام كرده، ولى به نظر من هيچ عيبى ندارد(!!)
جالب تر اين كه وقتى به عمر گفتند: والى تو در شام چنين رفتار كرده; نه برآشفت و نه فرمان عزل او را صادر كرد، فقط گفت: به او بگوييد از اين كارها نكند(!!)5


1 . سنن دارمى: 1 / 85 ، سنن ابن ماجه: 1 / 12 ح 28، المستدرك على الصحيحين: 1 / 183 ح 347، جامع بيان العلم: 347 ح 1690، تذكرة الحفّاظ: 1 / 7 رقم 2.
2 . نمونه اى از اين رفتار خشونت بار در همين كتاب بيان خواهد شد.
3 . ر.ك صحيح بخارى: 7 / 9، صحيح مسلم: 5 / 76، المصنّف صنعانى: 5 / 438، السنن الكبرى: 3 / 433، صحيح ابن حبان: 14 / 562... .
4 . قرآن كريم در آيه 203 تا 206 سوره بقره و آيه 23 سوره محمّد صلى اللّه عليه وآله اين وقايع را پيش گويى كرده بود.
5 . الموطأ مالك: 2 / 135 و 136، السنن الكبرى، بيهقى: 5 / 280، نيز رك: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 5 / 130، السنن الكبرى، نَسائى: 1 / 279 و 277، اختلاف الحديث شافعى: 7 / 23، مسند احمد: 5 / 319، صحيح مسلم: 5 / 43، الجامع لأحكام القرآن: 3 / 350.